تبليغاتX
.:.قشنگه.:.

این تست توسط انیشتین طوری طراحی شده که ۹۸% افراد نمیتوانند به آن پاسخ دهند زیرا به منطق بسیار قوی نیاز دارد ، پس شما نیز هوشتان را تست کنید ببینید آیا جزء ۲% افراد هوشمند جهان هستید یا خیر !؟
 فرضیات :
 ۱) در خیابانی، پنج
خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
 ۲) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت
از دیگران زندگی می کند.
 ۳) این پنج صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند، سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.
 حکم: کدامیک از آنها در
خانه، ماهی نگه می دارد؟
 راهنمایی:
 ۱_ کبوتر در خانه قرمز زندگی می کند.
 ۲_ مرد سوئدی، یک سگ دارد.
 ۳_
مرد دانمارکی چای می نوشد.
 ۴_ خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
 ۵_ صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.
 ۶_ شخصی که سیگار پال مال می کشد
پرنده پرورش می دهد.
 ۷_ صاحب خانه زرد، سیگار دان هیل می کشد.
 ۸_ مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.
 ۹_ مرد نروژی، در اولین خانه
زندگی می کند.
 ۱۰_ مردی که سیگار بلندز می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
 ۱۱_ مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار دان هیل می کشد زندگی می کند.
 ۱۲_ مردی که سیگار بلو مسترمی کشد،
آبجو می نوشد.
 ۱۳_ مرد آلمانی سیگار پرینس می کشد.
 ۱۴_ مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
 ۱۵_ مردی که
سیگار بلندز می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.

+ نوشته شده در  پنجم مهر 1387ساعت 12:48  توسط abtin | 

پرده اول :ساعت 16:00،خيابون

 ببخشید خانوم پا میدی واسه معلول می خوام.عروس ننم میشی؟میتونم شماره بدم پاره کنی؟!!!میخوام سایه سرت شم.می خوام مرد خونت شم.طلبت شدم می خوام باهات دوست شم.شماره کفشتم بدی زنگ میزنم...راستی شماره عینک من میدونی چنده؟...ا...چرا جواب نمیدی؟(نگاه عاقل اندر سفیه دختر)>>>>>

 پرده دوم :ساعت 16:30، ايستگاه اتوبوس

  می تونم یه ذره وقتتون رو بگیرم؟به خدا قصد خیر دارم –

- خواهش میکنم مزاحم نشید من نامزد دارم

- خوب من حاضرم با نامزد شما دوئل کنم.انتخاب اسلحه هم به عهده اون!(دختر به زور جولوی خنده اش را میگیرد)

- ببین پسر خوب من جای مامان تو ام.

-  خوب من خیلی دوست دارم یه مامان خوب مثل شما داشته باشم تا شبا واسم قصه بگه,لالایی بگه

- لطفاً مزاحم نشید پلیس صدا میکنم ها

- خب بهتر همین جا عقدمون میکنن.

- تو چقدر پر رویی بچه!

- من شماره ام رو میدم شما اگر دوست داشتید زنگ بزنید.

- باشه ولی قول نمی دم ها

- عیبی نداره زنگ نزن

 پرده سوم :یه روز بعد از ظهر ,پارک

 - بیبین آقا مسعود تا حالا دوست پسر نداشتم چون خوشم نمیاد مثل این بچه مچه ها که تا صبح میشینن پای تلفن و تلفن بازی و از این صحبتا

- خب من هم تا حالا دوست دختر نداشتم.....من هم از این بچه بازیا بدم میاد 

 پرده چهارم: نصفه شب پای تلفن

 - ببین مسعود جون نگاه من به زندگی این جوریه که....

.- اتفاقاً عزیز دلم ,مای دارلینگ,هانی,سوییتی نظر منم اینه که...

 پرده پنجم:

یک شب گرم و تب آلود بوی علف,حس خسته یک ملافه پیچیده,عطر ممنوع یک رویا,صدای (...) و عشق و دیگر هیچ (...) در این قسمت باید کمی بی پرده سخن گفت!

پرده ششم:روز ولنتاین,کافی شاپ

- من دیگه خسته شدم.امروز یه روز عاشقانه اس ,سرشار از عشق و صفا ,ولی انگار تو منو ... دوست نداری!

- چرا دوستت دارم ولی شرایطم طوری نیست که برات وقت بذارم.من دوستای دیگه ای هم دارم که باید بشون برسم

- خوب منم همینطورم.منم وقت ندارم.ولی این دلیل نمیشه که از عشق صحبت نکنی

- عشق مال بچه هاست.ما دیگه بزرگ شدیم باید واقع بینانه نگاه کنیم.

- گفتم که ....دیگه منو دوست نداری....

- چرا عزیزم دوستت دارم.امشب زنگ بزن به بابابت بگو میری خونه دوستت شب هم بر نمیگردی...

-باشه!

پرده هفتم: فردای روز ولنتاین خونه پسره!

- بی شعور!پدر سگ!(...)(...)تو من رو با اون خواهر (...)ات اشتباه گرفتی...پونزده تا سر جمع کردی تو خونه که چی بشه؟

- تو هم که بدت نیومد!تازه اینا دوستای منن...غریبه نیستن!

- خفه شو بی غیرت!من عشق تو بودم.روز ولنتاین واست عروسک خر گریان خریدم

- چه ربطی داره منم برات شکلات قلبی خریده بودم.

- شکلات قلبی بخوره تو سرت!تو اصلاً معنی عشق رو نمی فهمی!حیف اون کارت پستالی که خریده بودم.

-عشق همینه که دیدی.راستی اون روز روم نشد بت بگم کارت پستالت خیلی بی ریخته.حالا فکر کردی خیلی لعبتی با اون هیکل بی ریختت...

پرده هشتم:بعد از ظهر فردای ولنتاین.لوکیشن قبلی

 آخه مرتیکه بی شعور تو می میردی 5 دقیقه دیگه تو کمد دووم میوردی؟

به من چه مسعود جون حمید هولم داد!

حمید آبروی منو بردی.دافیه پرید!ار همون سوراخ کلید نگاه میکردید...!بیا!اینم از رفقای ما....

پرده نهم:ساعت 16.00 پراید

 خانوم پا میدی.......

 نتیجه گیری:ولنتاین خوبه

متاسفانه جامعه ما این مدلی شده خدا بخیر بگذرونه.........

+ نوشته شده در  بیست و سوم شهریور 1387ساعت 12:4  توسط abtin | 

سال ۱۳۳۲
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه. مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره.

 

سال ۱۳۴۲
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه… چشمم روشن… مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره… زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟ مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين… اين قدر سخت نگير… بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند

 


سال ۱۳۵۲
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد… كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند

 


سال ۱۳۸۲
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟ زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد… آفرين عزيزم … خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد

 


سال ۱۴۸۲
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟ پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد … يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟

 

سال ۱۵۸۲
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند. - آره… مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست… - حق با آقا جمشيده… ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند… - خب مي گفتم… اسم اين جنبش سيبيليسم است و… در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند

 


سال ۱۸۸۲
راديو، موج Fm، شبكهء پيام (صداي يك خانم) بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس (مرد) از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد ساعت ۹ و ۱۵ دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي !عزيز خواهم بود. دينگ دينگ

+ نوشته شده در  بیست و سوم شهریور 1387ساعت 12:3  توسط abtin | 

در عصر حجر

در این عصر چون  هم زن و هم مرد زبون همدیگه رو نمی فهمیدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون دیگه نمیشد با صحبت کردن و عزیزم ساعت چنده و ببخشید مستقیم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزنی.پس باید با استفاده از ظاهر و عملیات محیرالعقول یه زن رو به دست میوردی.از جمله روش های مخ زنی این دوره عبارت بودند از:

 * داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشینش شیکتر و با کلاس تر باشد گزینه های بهتری گیرش میاد!)

 *داشتن پشم و پیلی بیشتر در ناحیه سینه آقایون و کلاً در همه جای بدن! (نکته: پشم و پیلی نام یکی از عضو های بسیار مهم و حیاتی در بدن مرد های قدیم بود که نشانه مردانگی هم بود.)

 *داشتن غار بزرگ تر

 *داشتن لباس!(که این یکی رو فقط مرفهان بی درد اون دوره داشتند)

 هدف از مخ زنی: بر اساس نقاشی های به دست آمده از روی غار ها انجام این عملیات احتمالاً هیچ هدفی رو دنبال نمی کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکی گوشت دایناسور دیر هضمه و باید فعالیت شدید! داشته باشی تا هضم بشه)

 بعد از عصر حجر یه عصری اومد که در اون زن ها خیلی راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلی تلاش کنی تا مخشون رو بزنی. البته به دلیل تلاش های زیادی که بعضی از زنان فمنیست جهت حذف کردن این قسمت تاریخ داشته اند ما اطلاعات دقیقی از این دوران نداریم.ولی میدونیم همیشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه یه دوره ای توی تاریخ بوده که مردا حالشو بردند و چیز دیگه ای که میدونیم اینه که احتمالاً زنهای این دوره انسانهای بسیار فهیم و با منطقی بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکی کلاس بذارند ترشیده می شن و میمونن روی دست ننه باباهشون واسه همین هیچوقت نه نمیگفتند!!!!

 دوره هخامنشی

در این عصر رن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که  بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه یک زن خوب رو برای خودت برداری باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و ... رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم علی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:

 *حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)

 *داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج (رجوع شود به شرایط گرز در عصر حجر)

 *داشتن ریش بلند (رجوع شود به شرایط پشم! در عصر حجر)

 هدف از مخ زنی: بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد و خوردن شراب بوده!

 دوره قاجار:در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه)  یه کمی زیاد عقده ای شده بودند و به همین دلیل نمی تونستند ببینن که یه مردی برای اینکه زن دلخواهش رو به دست بیاره عملیات مخ زنی انجام بده و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه شه!و کلاً اون عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر(یا همون طعمه) به حمام می رفتند (در روزی که طعمه هم به حمام می رفت ) و بدن وی را در حمام دید می زدند و در صورت تأیید این عزیزان و زدن مهر استاندارد و ایزو 9002 ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می دید و نه دختر!(به نظر من که خیلی باحال بوده.فکرشو بکنید یه روز مامانتون بیاد بتون بگه عرشیا جان عزیزم امروز ساعت 5 برو کافی شاپ هویج  دوست دخترت اونجا منتظرته!)

 هدف از مخ زنی: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!

 دوره پهلوی:در این دوره مردم یه کمی زیاد سیاسی فکر می کردند و اصولاً زیاد توجهی به دختر و مخ و این حرفا نداشتند و به غیر از شهرام شب پره و ابی و فردین بقیه مردا تو فکر براندازی نظام بودند! برای همین حکومت هم برای این که بیاد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا دیگه به سیاست فکر نکنن یه مکان های تفریحی –بی فرهنگی! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا می رفتن توش و یه کار های بدی رو انجام می دادن که من الان عرق شرم بر پیشانیم نشسته و نمی تونم بگم!خلاصه در این دوران هم به دلیل سهولت بیش از حد دسترسی به داف! عملیات مخ زنی چندان پیشرفتی نداشت . اما خوب بر اساس نسخه های به جا مانده از فیلم های فارسی آن دوران چند تا کار سخت برای مخ زدن باید انجام میشده که عبارت بودند از:

 *فقیر بودن  و بی خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بی درد این امر بسیار لازم بوده است)

 *داشتن زور زیاد و توانایی دریبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چیز ببخشید منظورم توانایی کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست این عادل فردوسی پور!)

 *شباهت ظاهری به محمد علی فردین و بهروز وثوق

 *کشیدن سختی های بسیار در دوران کوردکی.

 *داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ریش مدل داریوشی

 *توانایی خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صدای بلند!

 *داشتن ویژگی مردانه در حد دعوت شدن به تیم ملی!(به طور مثال اون دوران یکی از نشانه های مردانگی بوی عرق و بوی نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حالیکه امروز این دو تا بو نشانه آبرو ریزی و بی کلاسیه)

 هدف از مخ زنی:رسیدن به پول و پله ی پدر پولدار دختر  و داشتن زندگی راحت و مرفه!

 دوره انقلاب تا چند سال پیش: در این دوره روش های مخ زنی تغییری کرد اساسی و به نام خواستگاری تغییر نام داد.یک آقا پسر گل باقالی با یک دسته گل و شیرنی همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار های اداری لازم! از قبیل تعیین مهریه و شیر بها و .... دختر و پسر به صورت رسمی دوست دختر و دوست پسر می شدند که بهش زن و شوهر می گفتند!لازم به ذکر است که در انتهای این دوره نقش تکنولوژی در مخ زنی نمایان شد و سوال حیاتی و سرنوشت ساز عزیزم ساعت چنده توسط یکی از پیشگامان عرصه مخ و مخ زنی جناب آقای الف .ی اختراع گشت.و اما ویژگی های لازم برای مخ زدن دختر خانوم ها:

 * سر به زیر بودن آقا پسر(که واقعاً خیلی شرط سختی بوده)

*داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژیم شاه

*داشتن سیبیل جهت نمایش مردانگی

 هدف از مخ زنی:تشکیل خانواده و داشتن ارتش 20 میلیونی!

 دوره امروز: به گواهی تاریخ در هیچ دوره ای به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوری که امروز اگر یک پسر بخواهد مخ دختری را تیلیط(ترید) نمایدباید حتی الامکان و از نظر ظاهری شبیه یک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزدیکی کند!

ویژگی های اساسی جهت مخ زدن:

 *داشتن ماشین و موبایل و سایر وسایل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژی می باشد!

 *تسلط به زبان انگلیسی جهت گفتن عبارات ok  عزیزم- چشم honey –momi  وDady  رفتن بیرون و من تنهام!-I love u و ....

 *آشنایی به اینترنت و یاهو مسنجر ولی در عین حال انکار کردن این ویژگی در جمع!

 *نداشتن سیبیل و پشم و پیلی و به طور کلی تمام ویژگی های مردانه دوره های قبلی

 * به روز بودن (Up to date) در زمینه SMS های جدید!

 *داشتن فامیل در کشور های اروپایی , امریکایی و حوزه دریای کارائیب!

 و هزاران مورد دیگر که شما بهتر از من می دانید!

 هدف از مخ زنی:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاری جهت حل معضل ازدواج!! 

اما یه نکته:تا دو سال پیش اگه دنبال دوست دختر بودیم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نیازمند ماشین و خونه و شغل و .... می بودیم.اما با این روندی که داره پیش میره - و اینکه دخترای این دوره زمونه به جای اینکه دنبال یه دوست و همدم باشند انگار دنبال یه جنس اتیغه و لوکس هستند- من پیش بینی می کنم تا دوسال دیگه ازدواج خیلی با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه.....!

 واقعاً من هنوزم نفهمیدم هدف از داشتن دوست پسر برای این دختر خانوم ها کلاس گذاشتن پیش بقیه رفقاشونه یا اینکه داشتن یه دوست خوب و همدم صمیمی؟!؟!؟!؟!(البته آقا پسرا زیاد حال نکنند که من طرفشون رو گرفتم چون در بعضی از موارد عکس این قضیه هم صادقه!)

+ نوشته شده در  بیست و سوم شهریور 1387ساعت 12:1  توسط abtin | 

1-موسيقي سنتي:موسيقي اصيل ايران که قديمي ترين موسيقي ايراني مي باشد.اين نوع موسيقي توجه ما را به سمت عواملي چون بوي جوي موليان,عکس رخ يار در آينه و نيز زلف پريشان وي, شراب ظلماني و ساقي رند و حافظ و ... معطوف مي نمايد.(از اونجايي که اين موسيقي خيلي اصيل و غني و سنتيه واسه اينکه متهم به زير سوال بردن ارزش هاي ايراني نشم زياد بش گير نمي دم!)
 
2-موسيقي لاله زاري:نوعي موسيقي که همراه با قر کمر و حرکات موزون يک انسان به نام رقاصه همراه بوده است.اوج شکوفايي اين موسيقي قبل از دوران انقلاب اسلامي مي باشد!مهوش,پريوش و بند آمدن توپخانه و لاله زار! از مهمترين موضوعات قابل ذکر در اين نوع موسيقي مي باشند.(از اونجايي که پرداختن به اين نوع موسيقي هم يه کم مسئله داره پس زياد بش کاري نداريم)
 
3-موسيقي جواتي:نوعي موسيقي که مخصوص نشستن پشت کاميون و وسايط نقليه سنگين مي باشد و خوردن عرق سگي همراه با گوش دادن اين موسيقي خيلي فاز ميدهد.بزرگان اين نوع موسيقي به دليل معروفيت و مشهوريت زياد نياز به معرفي ندارند.مسائل پرداخته شده در اين نوع موسيقي عشق لاتي عرق سگي تا آخر خاطر خاطيم بيا بغلم فاطي و ... مي باشد.
 
4-موسيقي پاپ:
اين نوع موسيقي به چند دسته تقسيم مي شود:
 
اول:موسيقي پاپ قديم:که خود به چند زير شاخه تقسيم ميشود
 
الف:موسيقي فرهادي:نوعي موسيقي که  قصد آن آگاه نمودن گنجشک اشي مشي از خطر هاي زندگي و اينکه نبايد روي پشت بام خانه آقاي خواننده بشيند و همچنين ياد آوري روزهاي هفته ميباشد.نکته قابل توجه در اين موسيقي چکيدن خون از ابري سياه رنگ مي باشد.
 
ب-موسيقي داريوشي:نوعي موشيقي ,چيز ببخشيد يعني نوعي موسيقي که خوراک نشستن پاي منقل و وافور(بافور)وکشيدن ترياک ميباشد.در اين نوع موسيقي ما متوجه ميشويم که .....بي خيال ولش کن ما چيزي متوجه نميشويم چون الان وشط حش و حاليم!اون در رو هم ببند شوز و شرما(سوز و سرما) نياد!!!
 
پ-موسيقي لس آنجلسي قديم(نام ديگر:دامبولي ديمبول):نوعي موسيقي که در سال هاي ابتدايي دهه 70 در خارج از کشور اجرا ميشد و بسيار  طرفدار داشت.مهمترين دغدغه خواننده اين نوع موسيقي دير اومدن دوست دخترش سر قرار بود و اين که اگر دوست دخترش بره اون چگونه خاکي را روي سرش بريزد؟!؟!.آها قرش بده دوست دارم! موضوعات مورد علاقه اين نوع موسيقي عبارتند از:عزيزم نفسم جيگرم خوشگلم  جونم عشقم مهربون من و ....مثال:تو جون مني همراه مني نفس مني عشقولي من.اگه تو بري من ديگه زنده نمي مونم. ضمناً يکي از ويژگي هاي اين نوع موسيقي رفوزه شدن با نمره 20 مي باشد!(خانم درس چيه حساب چيه هندسه و کتاب چيه؟.....)و البته تنبل بودن مبصر کلاس در درس عاشقي نيز از جمله پيام هاي اخلاقي اين نوع موسيقي مي باشد(وقتي از در تو مياي تنبل کلاس ميشم و توي جمع سينه ها! گيج و بي حواس ميشم.خوب دس منو خوندي منو کلي! سوزوندي منو مثل يه برده خونه ننت کشوندي....) يه دختر دارم چشم نداره دماغ و دهن هم نداره!.....
 
دوم:موسيقي پاپ نيمه جديد:اين موسيقي در داخل ايران به وجود ميامد و خواننده هدف خاصي از بيان ترانه هايش نداشت و تنها هدفش شبيه بودن صدايش به خواننده هاي آن ور آبي بود!سردمدار اين نوع موسيقي جناب آقاي مهندس دکتر  خشايار اعتمادي بود که با صداي داريوش و آهنگ هاي حيدر مريم زاده! و قيافه شرک! قصد تصاحب دل جواتان , ببخشيد نه چيز يعني جوانان ايراني را داشت.در همين دوران و در خارج کشور يک پديده به سرعت داراي مقبوليت عام ميگشت!و اين پديده کسي نبود جز آقا با داود با آهنگ:رنگ چشات عسل!رنگ .....(سانسور) هم زرد! اسمتم که غضنفر!نشه کله ات کچل!
 
سوم: موسيقي پاپ جديد:
 
الف :موسيقي لس انجلسي جديد:ادامه دهنده راه موسيقي لس آنجلسي قديم با اين تفاوت که آهنگ ها داراي ريتم تند تري شده است و باعث حرکت سريعتر غذا داخل معده ميشوند!در اين نوع موسيقي خواننده ديگر نگران دير آمدن دوست دخترش نيست بلکه مي خواهد به زور به بيينده القا کند که دوست دختر شان امشب بسي خوشگل شده است! موضوعات مورد علاقه در اين نوع موسيقي عبارتند از:هوس !تو سرم نميزني چرا پس؟- آي خانوم کجا کجا؟- ديا دياوم ديا دياوم!(صداي فنر پنبه زني)آس آس آسمو پاسم ولي عاشقونه!-ديوونه ديوونه ديوونه اون باباته!-و .... بدون شک پديده اين نوع موسيقي کسي نيست جز جناب اسماعيل خان اسماعيل خان(اشتباه نکنيد!نوشتن دو بار اسم اين عزيز اشتباه تايپي نيست.بلکه چون ايشان پايه گذار يه سبک جديد در موسيق ايراني هستند به نام جوات جوات! اسمشان رو دو بار نوشتم که تأ کيدي باشد بر هنر والاي اين برادر عزيز!) !!مثال هايي از شاهکار هاي هنري آقا اسماعيل: دبي دبي-قبول قبول-ميشکنم ميشکنم و ....ضمناً به طرفداران اسماعيل خان هم وعده مي دهم که بنا بر اخبار رسيده نام آلبوم بعدي ايشان " خاک تو سرم خاک تو سرم " ميباشد.
 
ب-موسيقي پاپ جديد ايراني( 6 و 8!): اين نوع موسيقي در داخل ايران بوجود آمد و براي اينکه در اين رشته خواننده شد ابتدا بايد يک خيانت بزرگ از دوست دختر تيريپ لاوتان  بخوريد تا بتوانيد آثار موفق بيرون بدهيد.و البته خواننده اين نوع موسيقي همش از بي وفايي يار مي نالد و اخرش هم هر چي فحش بلد است رو سر دوست دختر بنده خدايش سوار ميکند!موضوعات مورد علاقه عبارتند از:تف تو مرامت عوضي کثافت! مادر .... بدم مياد ازت! پدرسگ فکر کردي کي هستي و ...مسلماً بزرگان اين نوع موسيقي مثلث  حامد هاکان-محسن يگانه و محسن چاووشي هستند با تواناي منحصر به فرد در دادن البوم هر 8 ساعت يکبار!
 
نکته:شخصي به نام محمد اصفهاني نيز در اين کشور فعاليت موسيقي انجام ميدهد ولي نگارنده هنوز متوجه نشده است وي در حيطه موسيقي سنتي کار ميکند يا پاپ! با عرض معذرت از آقاي چارلي چاپلين!!!
 
5-موسيقي بندري!(نام ديگر دوبٌائو دوبٌئو !):نوعي موسيقي که از دير باز جهت تکون دادن قسمت بالا تنه به کار مي رفته و درياي بوشهر و بندر عباس و ماهشهر را در ذهن انسان تداعي مي کند.هدف خواننده در اين نوع موسيقي آشنا نمودن با شنونده با دختر هاي جنوبي و چهره سياه سوخته آنها را همچون پريان دريايي توصيف ميکند!چندي پيش آهنگ بسيار جالب توجه سياه نرمه نرمه! انقلابي بزرگ در زمينه اين نوع موسيقي پديد آورد و بعد از آن آهنگ خالو خالو و آفاب لب بومه روز کارش تمومه! در رتبه هاي بعدي قرار دارند.
 

 
پيام اخلاقي: اگه با مامان بابتون دعوا شد فرداش ميتونيد يه آلبوم بديد بيرون تا معروف شيد...!

+ نوشته شده در  بیست و سوم شهریور 1387ساعت 12:0  توسط abtin | 

بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است )

بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند .

 

 بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است .

 

 بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد .

 

در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .

 

کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق .

 

 کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي .

 

بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد

بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .

 

کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست .

 

بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند .

+ نوشته شده در  بیست و سوم شهریور 1387ساعت 11:55  توسط abtin | 

آيا ميدانيد : داريوش کبير با مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر نهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد.

 آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلیمات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بداند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت.( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد)

 

آيا ميدانید : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند

 آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند

 آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند

يا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند

 آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند

 آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده است

 آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز

 آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند

 آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند

 

 

+ نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:33  توسط abtin | 

ارزش يک سال را دانش آموزي که مردود شده مي داند

ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند

ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند

ارزش يک ساعت را عاشقي که انتظار معشوق را مي کشد

ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده

ارزش يک ثانيه را آنكه از تصادفي مرگبار جان به در برده مي داند

 

هر لحظه گنج بزرگي است گنجتان را مفت از دست ندهيد باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر بسپاريد. ديروز به تاريخ پيوست

+ نوشته شده در  بیستم اسفند 1386ساعت 21:23  توسط abtin | 
 

براي شنيدن صدايي كه دوستش ميداري همين لحظه هم بسيار دير است، افسوس خواهي خورد زماني را كه آن سوي سيم ها كسي بي احساس ميگويد: برقراري ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمي باش

خشگل نيستي ولي جگر مني،حرفات تلخه ولي عسل مني ،به يادم نيستي اما زندگي مني،به فکرم نيستي اما روياي مني،با من نيستي اما نفس مني،مهربون نيستي اما دنياي مني ، دوستم نداري اما عشق مني ،به من تعلق نداري اما ماله مني . حالا خيلي جو نگيردت سند تو آل

 

تا حالا دیدی خر پرواز کنه؟ . . . . . . . . ندیدی؟ . . . . . . . . پس فکره پرواز رو از سرت بیرون کن

 

سوال کنکور ادبیات در اردبیل: جمله زیر چند غلط املا یی دارد ؟ شورای عمنیط برای جلوگیری اذ جنگ طشکیل شدح عسط الف) ثه ب) چحار ج) حفت د) یاضدح

 

هری پاتر ایرانی منتشر شد : 1ـ هری پاتر وسنگ امامزاده 2ـ هری پاتر و تالار وحدت3ـ هری پاتر وزندانی سیاسی4ـ هری پاتر و جام رمضان 5ـ هری پاتر و فرمان رهبری 6هری پاتر و آخوند دو رو 7ـ هری پاتر و مشعل ولایت

 

به عربه میگن چرا عرب شدی ؟ میگه همش از یه نخ سیگار شروع شد

 

تا حالا دیدی خر پرواز کنه؟ . . . . . . . . ندیدی؟ . . . . . . . . پس فکره پرواز رو از سرت بیرون کن

 

می خواستم شمعی باشم تا اخر عمر برات بسوزم... ولی نامرد ادیسون برق رو اختراع کرد

 

ترکه طرف تو خیابون داشته چش چرونی می کرده، یارو خفتش می کنه میگه: مگه خودت خوار مادر نداری؟ میگه:چرا ولی به این خوشگلی نیست

 

به یکی میگن: سفر حج چطور بود میگه عالی، خیابوناش تمیز، برجاش بلند، ماشینا همه آخرین مدل، یه جای دیدنی هم داشت که خیلی شلوغ بود من نرفتم.

 

یارو تو موزه لوور فرانسه خسته میشه یه صندلی خالی میبینه میره میشینه. مامور موزه با سرعت به طرفش میاد و بهش میگه: آقا پاشو این صندلی ناپلئونه!!! میگه: خُب بابا ! هر وقت اومد بلند میشم!

 

بدلیل بالا رفتن قیمت سکه خانم ها به فکر اجرا گذاشتن مهریه هستند . آقایان عزیزآیا به این فکرکرده اید که دیه ارزانتر از مهریه است؟

 

دختر و پسره داشتن با هم قایم باشک بازی میکردند ، دختره به پسره میگه تو چشم بگذار اونوقت من میرم قایم میشم ، اگه تونستی منو پیدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پیدا کنی من زیر راه پله قایم شدم !

 

یه روز دو تا دختراز این لوس مامانم اینایی داشتن تو خیابون راه می رفتن یه پسره بهشون متلک می ندازه یکیشون عصبا نی میشه بر می گرده به پسره می گه : بد...بد........بد دوستش به دختره می گه :بابا ولش کن تو که کشتیش!

 

یکی مسافر کشی میکرد . یه جا یه زنه بهش گفت : آقا ، ببخشید ، کریمخان میرید . یکی گفت : اه ، خوب معلومه ، اگه نمیرید که میترکید!!!

 

یه روزی از طرف دامپروری میرن دامداری یه یکی. میگن شمابه حیوونات چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... . 20000 تومن جریمش میکنن. میرن چند ماه دیگه میان می پرسن . چی میدی میخورن یکی می ترسه میگه. چلوکباب، چلومرغ، و ... باز 20000 تومن جریمش میکنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن.

 

یه روز یه یکی میره خونه رفیقش. وقتی میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. یکی میگه: باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه آخه با معده پر کجا میری ؟ یه چرت بزن بعد برو. یکی میگه باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره رفیقش میگه الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. یکی میگه باشه. شام رو میخوره بعد بلند میشه بره رفیقش میگه این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. یکی میگه باشه. میخوابه صبح بلند میشه بره رفیقش میگه صبحانه چی؟ یکی میگه نه دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرن!!!!

 

یک دختره تو خیابون میرفته. یه هو یه پسره محکم بغلش میکنه دختره میگه ببین تا ده هزار میشمارم اگه ولم نکنی جیغ میزنما!

 

اطلاعیه وزارت سلامتی: از این پس برای گرفتن بلیت هواپیما علاوه بر ارائه شناسنامه به ارائه وصیت‌نامه هم احتیاج است.

 

گربه دستش به گوشت نمیرسید میگفت عیبی نداره بجاش سویا میخورم!

 

یکی میره آمپول بزنه زنه میگه شلوارت رو در بیار یکی میگه من خجالت میکشم اول تو شلوارت رو در بیار.


+ نوشته شده در  بیستم اسفند 1386ساعت 21:22  توسط abtin | 

دهقان فداکارپيرشده،چوپان دروغگو عزيزشده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصلهء مهمون رو نداره، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون توي يک کاسه است،حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده،آرش کمانگيرمعتاد شده، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم و اسفندياراسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!راستي سر ما ايرانيها چه آمده !!!

+ نوشته شده در  نوزدهم اسفند 1386ساعت 9:41  توسط abtin | 

الف. چون اگر دانشگاه آزاد نبود ما بي‌سواد مانده و در نتيجه معتاد مي‌شديم.

ب. چون اگر دانشگاه آزاد نبود پدران ما ثروتمند شده و از ياد خدا غافل مي‌شدند.

ج. چون اگر دانشگاه آزاد نبود مردم از داشتن الگوي موفق مديريت محروم شده و جامعه دچار بحران مديريت مي‌شد.

د. چون اگر دانشگاه آزاد نبود مقدار زيادي از وسايل آرايشي و لباسهاي کوتاه و تنگ روي دست فروشنده هاي آنها میماند.

+ نوشته شده در  پانزدهم اسفند 1386ساعت 16:7  توسط abtin | 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 17:14  توسط abtin | 
چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟

چرا اگر به کسي بگيد که در فضا 4 ميليارد ستاره وجود داره باورش ميشه ولي اگر بهش بگيد رنگ ديوار خيسه خودش با دست امتحان مي کنه تا مطمئن بشه؟

چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟

چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟

آيا ميشه زير آب گريه کرد؟

+ نوشته شده در  هجدهم فروردین 1386ساعت 14:37  توسط abtin | 
آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود!

احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد! ا

دب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد!

دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود!

رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف!

زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال!

عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد !

+ نوشته شده در  بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 12:59  توسط abtin | 
شاید برای شما جالب نباشه ولی من دفعه اوله همچین چیزی میبینم ...

شهرداری اصفهان در یک ابتکار کاملا خلاقانه درختان شهر را آجرنما می کند !!!

+ نوشته شده در  بیست و ششم اسفند 1385ساعت 12:28  توسط abtin | 
 1-پيغام هاي اورژانسي ( سر رات که داري مياي 2تا بربري بخر)

2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)" جيم درسته الاغ!"

3-پيغام هاي عاشقانه: "عزيزم ،قبل از خواب به ياد من مسواک بزن !"

4-جلوگيري از خشونت :"بدهکار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم "!

5-فرستادن جوک :"يه روز يه يارو مي ره سربازي ،دور کلاش قرمزي

+ نوشته شده در  پانزدهم اسفند 1385ساعت 22:55  توسط abtin | 

ازدواج ستاره های هنری در تمام دنيا بسيار جذاب و خبر ساز است و در ايران نيز معرفی زوجهای هنری ايرانی هم برای دوستداران هنر خالی از لطف نيست

نيما فلاح - سحر ولد بيگي
علي دهكري - آفرين چيت ساز
حسن پورشيرازي - مهنار افضلي
حميد سمندريان - هما روستا
محد رضا شريفي نيا - آزيتا حاجيان
علي مصفا - ليلا حاتمي
يوسف مراديان - سار خوئيني ها
مهدي هاشمي - گلاب آدينه
امين حيايي - نيلوفر خوش خلق
بهرام بيضايي - مژده شمسايي
بهزاد فراهاني - فهيمه رحيم نيا
مجيد جعفري - اكرم محمدي
نيما بانكي - ليلي رشيدي
احمد حامد - فاطمه معتمد آريا
جمشيد جهانزاده - فرزانه نشاط خواه
عزيز ساعتي - ميترا محاسني
آتش تقي پور - شهين عليزاده
بهروز بقايي - پرستو گلستاني
رفيع پيتز - آتنه فقيه نصيري
هادي مرزبان - فرزانه كابلي
جلال مقامي - ر فعت هاشم پور
مهرداد شكرابي - عاطفه رضوي
عبدالرضا گنجي - فاطمه گودرزي
فريبرز كامكاري - الهام پاوه نژاد
اصغر همت - افسر اسدي
محمد رحمانيان - مهتاب نصير پور
علي اسيوند - حميرا رياضي
داوود رشيدي - احترام برومند
امين تارخ - منصوره شادمنش
جهانگير كوثري - رخشان بني اعتماد
پيام صابري - زيبا بروفه
بهمن زرين پور - مينا جعفرزاده
پيمان قاسم خاني - بهاره رهنما
امير جعفري - ريما رامين فر
عباس صالحي - رزيتا غفاري
سعيد تهراني - لادن طباطبايي
محمود پاك نيت - مهوش صبر كن
جمشيد آهنگراني - منيژه حكمت
حسن جوهرچي - مهناز بيات
اتيلا پسياني - فاطمه تقوي
حسين عرفاني - شهلا ناظريان
اسماعيل رياحي - شهلا رياحي
شهرام اسدي - لادن مستوفي
محسن مخملباف - مرضيه مشگيني
بهروز افخمي - ناهيد طلوع
فرخ نعمتي - سهيلا رضوي
كيومرث پوراحمد - مهرانه ربي
مير ولي ا.... مدني - رويا تيموريان
فرشيد نوابي - الهام چرخنده
مرحوم فيروز بهجت محمدي - آزيتا لاچيني
معسود جعفري جوزاني - فهيمه سرخابي
نجف دريا بندري - فهيمه راستكار
سروش خليلي - فاطمه دانش زاد
حميد فرخ نژاد - فروزان جليلي فر
غلامرضا آزادي - فريال بهزاد
ابوالفضل جليلي - مريم اشرفي ( عكاس )
محمود كريمي حكاك - ياسمين ملك نصر
بابك نوري - هاله ارجمند كرماني
شاهرخ فروتنيان - افسانه چهره آزاد
فرشيد رحيميان - كتايون رياحي
ناصر هاشمي - سيما تيرانداز
+ نوشته شده در  بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 17:3  توسط abtin |